تبليغاتX
شق القلم
این‌جا مجال قال است و... مقال حال!

تو که می‌دانی...

حال و روزم، خوب نیست!

پس فعلا تو مهربان‌ترین را... میهمان می‌کنم؛

به یک استکان چای -و قند پهلویش؛

... یک تبسم؛

... و بوئیدن یک گل سرخ، از باغچه پدربزرگ...

***

انگار٬ تاب مستوری نداشتم!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 20:0     |