|
اینجا مجال قال است و... مقال حال!
|
مرید پیر مغانم. تقدیم به جوانی اش.
***
سراسیمه خودش را به مسجد رساند. هنوز اذان نگفته بودند، صدای قرآن خواندنی از شبستان مسجد می آمد. کنار حوض وسط حیاط، وضویی تازه کرد و وارد شبستان شد. گوشه ای چمباتمه زد و غرق فکر شد...
...
- آقا سید... آقا سیدضیاء، ببخشید، سوالی داشتم.
- جانم؟ بفرمایید.
- این بیت حافظ، چه معنی می دهد؟
«مرید پیرمغانم ز من مرنج ای شیخ / چرا که تو وعده کردیّ و او بجا آورد»
...