داود...
شنیدی؟
پروردگارت را...
...
« مرا دوست بدار!»
و تو دوستش داشتی...
- «دوستت دارم! اما...»
- مرا دوست بدار... و بندگانم را نیز؛ مرا نزد آنان دوست بنمای...
- دوستت دارم! دوستت دارم!
اما بندگانت! آنها چگونه...؟!
داود!
تو چگونه دوستش می داشتی؟
...
- آنچه خوبی برایشان خلق کرده ام! ... به یادشان بیاور!
دوستم خواهند داشت!
/ این که او به داود فرمود، پیامبر دینم نقل کرده است /
داود!
دوستش داشتی!
...
- ای خدا! تو خدای من هستی؛
در صبح سحر تو را می طلبم...
جان من مشتاق توست؛
تمام وجودم همچون زمینی خشک و بی آب... تشنه توست!
...
محبت تو برایم شیرین تر از زندگی است! پس لب های من تو را ستایش خواهد کرد...
/ نقل از: مزامیر داود / مزمور 63 /
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 22:0
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 0:0
|